استاد محمد کاظم گیلان پور کوهنورد پیشکسوت سال 1303در همدان متولد شد. او نخستین مربی کوهنوردی ایران و ملقب به «پدر کوهنوردی فنی و نوین ایران» است. وی فعالیت‌های بسیاری  برای گسترش کوهنوردی، ساخت پناهگاه و باز کردن مسیرهای جدید در کوه های معروف ایران انجام داد. گیلان پور در  چند دهه پایانی عمر خود در کشور آندورا (کشوری کوچک در کوه‌های پیرنه بین دو کشور فرانسه و اسپانیا) ساکن بود و به آموزش اسکی می پرداخت. ایشان سرانجام در چهارم اسفند ماه 1395 و در سن 92 سالگی درگذشت.

زندگی نامه

محمد کاظم گیلان پور تحصیل کرده و لیسانس حقوق بود و به زبان های انگلیسی و فرانسه تسلط داشت. او دانش آموخته سال 1329 مدرسه ملی کوهنوردی شامونی فرانسه و همچنین نویسنده، مترجم، مفسر ورزشی، مدیر و راهنمای فدراسیون های کوهنوردی و اسکی ایران و اروپا بود. گیلان پور و حسین رضایی (از پایه گذاران کانون کوهنوردان تهران) به علت رشادت و روحیه قهرمانی که ششم بهمن 1339 درعملیات نجات و پیدا نمودن اجساد سانحه سقوط هواپیمای ال 23 آمریکا در ارتفاعات زردکوه، به نمایش گذاشتند، از سوی وزارت دفاع آمریکا تقدیر شدند و مدال دریافت کردند. همچنین گیلانپور عضو سازمان کوهنوردی نیرو و راستی و نخستین مربی کوهنوردی ایران، آموزگار و مربی  نخستین مربیان کوهنوردی کشور و پایه گذار کوهنوردی و سنگنوردی علمی در ایران بود.

فعالیت‌ها

محمد کاظم گیلان پور صعودهای شاخص بسیار زیادی در کارنامه خود دارد که بیشتر آنها اولین صعود یک کوهنورد ایرانی بوده است. از آن جمله می توان به صعود به قله دماوند در سال 1323، صعود از جبهه شمالی به قله دماوند در سال 1326، صعود به قله تخت سلیمان در سال 1327 و صعود به قله علم کوه از جبهه شمالی از طریق مسیر سیاه سنگ ها به قله علم کوه برای نخستین بار به همراه جلیل کتیبه ای و محمدعلی پرویزی در تابستان 1328 اشاره کرد. این صعود پس از صعود موفقیت آمیز قله دماوند در همان سال صورت گرفت و باعث شد تا پس از این برنامه، علم کوه بیشتر مورد توجه کوهنوردان قرار گیرد. وی همچنین اولین دوره کلاس‌های کمک راهنما و مربی گری را با حضور 10 نفر از اولین مربیان ورزش کوهنوری در سال 1331 در دره روستای لالون برگزار کرد.

گیلانپور به همراه صدرالدین الهی نشریه «کیهان ورزشی» را در سال 1334 راه‌اندازی کرد که نخستین مجله ورزشی بدون وابستگی به باشگاه یا سازمانی بود. این نشریه با 12 صفحه و به قیمت سه ریال به دکه های روزنامه فروشی راه یافت. گیلانپور به زبان انگلیسی و فرانسه به خوبی مسلط بود و کسی بود که روزنامه ورزشی معروف «اکیپ» چاپ فرانسه را به اهل ورزش در ایران معرفی کرد.  گیلانپور در مدت بیش از ۲۰ سال در «کیهان ورزشی» در سمت‌های گوناگون از سردبیر و مفسر و گزارشگر و خبرنگار گرفته تا باز هم سردبیر، بی‌وقفه قلم می‌زد.

 

 

عکس از آلبوم صدرالدین الهی

ساخت اولین جانپناه کوهستان ایران

محمد کاظم گیلانپور با همکاری کوهنوردانی مثل فرخ رحمدل، دکتر رشتیان، محمد کاظم قدیری نیا، امیر فیض، رفوئیان، محمد زندی، تیمسار تقی گودرزی،  کیغام میناسیان، امیل مارکاریان، ابوالقاسم نوروزی، ناصر حقیقی، هوشنگ محیط، محمد اعظمی، عزیز حاتمی، سروان حسین هاشمی، منوچهر جهانبگلو و جلیل کتیبه ای اولین جانپناه ایران را در سال 1326 در کوه های شمال تهران، در محل اسپید کمر و در ارتفاع 2810 متری بین راه اوسون و قله توچال ساختند که مسیر اصلی صعود به قله توچال در آن روزگار بود. برای ساخت جانپناه اسپید کمر، علاوه بر مصالح محلی (سنگ و ماسه) آهک و گچ از تهران با قاطر تا اوسون حمل و از آنجا توسط کوهنوردان به محل ساخت پناهگاه برده می شد.

کتاب پیروزی بر اورست

محمد کاظم گیلان پور کتاب ارزشمند «پیروزی بر اورست» را در سال 1333 ترجمه کرد تا بدین ترتیب اولین کتاب کوهنوردی در ایران به چاپ برسد. وی در بخشی از مقدمه این کتاب اینگونه می نویسد:

« کتاب (پیروزی بر اورست) را از آن رو ترجمه و تألیف نمودم که دیدم تا کنون در هیچ یک از حوادث دنیائی اراده بشر تا این حد تجلی نکرده و معجزه نشان نداده است. سرسختی شگفت آور و مداومی که در این راه نشان داده شده نمونه است، در این باره بشر آنقدر تلاش کرده و رنج برده که داستان کشف قطب های شمال و جنوب را کاملاً تحت الشعاع قرار داده است، زیرا این دو قطب در نخستین حمله ها در مقابل بشر سر تسلیم فرود آوردند در حالیکه در اورست ده هیئت انگلیسی و یک هیئت سوئیسی و سه حادثه جوی عجیب (منفرداً) در مدت سی و دو سال کوشش کردند و رنج بردند و چندین زخمی و کشته دادند تا به نتیجه رسیدند و از این رو مردم دنیا اتفاق عقیده دارند که در بین همه ی حوادث جهان اورست (بزرگترین حادثه) بوده است.

از این جهت به چاپ این کتاب پرداختم که آنرا برای افراد غیر کوهنورد یک داستان جالب حقیقی زنده و برای کوهنوردان یک درس مفید و بزرگ شناختم. آنچه که در این کتاب کوهنوردان بخصوص باید خیلی به آن توجه نمایند طرز سازمان دادن کارها مربوط به یک مسافر دور و دراز و سخت، چگونگی مقابله با حوادث طبیعی است، صبر و اراده و پشتکار است که برای صعود به قله این کوه بکار رفته است. و بالاخره حس فداکاری و از خود گذشتگی واقعاً شگفت آوری است که یکایک افراد هیئت از خود نشان می دهند.»

 

نصرت حسنلو در کنار محمد کاظم گیلان پور

ابراهيم افشار پس از فوت او درباره اش این چنین نوشت:

اين مرد 92 ساله‌اي كه ديروز پريروزها در گوشه‌اي از غربت پر از برف افتاد و مرد و خبرش در هيچ رسانه‌اي انعكاس نيافت، يكي از تاثيرگذارترين مردان ورزش ايران بود. نمي‌گويم اكنون در فقدان او به عنوان نخستين كاپيتان تيم ملي اسكي ايران، نخستين معلم حرفه‌اي كوهنوردي، يا حتي به عنوان يكي از بنيانگذاران مجله تاثيرگذار كيهان‌ورزشي در دهه ‌سي، سوگ‌سرايي كنيم. تنهايي مطلق اين مرد در اين همه سال نشان مي‌دهد كه او دوست داشت در كوهستان‌هاي پربرف بميرد و چه بهتر كه مرد. نمي‌گويم او در اولين شناسايي پيست اسكي ديزين (اوايل دهه‌چهل) چه زحماتي متحمل شد يا در اولين فدراسيون اسكي ايران كه حكم دبيركلي را داشت چقدر براي توسعه ورزش‌هاي اسكي و كوهنوردي كشور عرق ريخت يا در دوره سردبيري‌اش در كيهان‌ورزشي چقدر به اعتلاي ادبيات ورزشي كمك كرد. همين مجموعه پیست بین‌المللی اسکی دیزین كه نيم ‌قرن است پايتخت اسكي كشور است، در سال‌های ابتدايي دهه ‌چهل توسط او شناسايي شد. آن روزها سرپرستي یک گروه خارجی را داشت که به دنبال اکتشاف معدن در بخش البرز مرکزی بودند اما چشم تيزبين كاظم‌آقا دنبال مكاني مناسب و ابدي براي ورزش مورد علاقه‌اش اسكي بود. همو بود كه این منطقه را برای اسکی مناسب تشخیص داد و چنان واله منطقه شد كه تا زماني كه مقيم ايران بود روي آن احساس مالكيت مي‌كرد و با روساي ورزش كشور براي تصاحبش به نبرد تن‌به‌تن مي‌پرداخت! همان ديزيني كه در سال۱۳۴۳ با نصب یک دستگاه تله‌اسکی سیار در گردنه‌اش، به‌ عنوان محل تمرین خارج از فصل برای تیم ملی وقت در نظرگرفته شد و يك سال بعد با نصب و راه‌اندازی تله ‌سی‌یژ برقی شمشک و طرح این مساله در هیات دولت، این منطقه به ‌عنوان یک مجموعه مناسب اسکی تعریف شد و کارهای زیربنایی‌اش -از جمله احداث جاده از سمت معدن زغال‌سنگ آرسین- آغاز شد و بالاخره در سال۱۳۴۶ عملیات اجرایی آن شامل نصب یک خط تله ‌سی‌یژ به طول ۲۴۰۰متر و ورود اولین تله‌کابین (شاله) به ایران، همزمان با ایجاد رستوران شاله و نصب و راه‌اندازي تله‌اسکی مبتدی، آغاز شد و تا سال ۱۳۴۸ به طول انجامید و اسکی‌بازان تهرانی، رفتند كه خود را در لذت برف‌هاي منطقه خفه كنند. كاظم‌آقا كه خود اسكي‌باز قهار و كوهنوردي حرفه‌اي بود، در نيمه اول دهه ‌30 دبير فدراسیون کوهنوردی و اسکی ايران شد و در اتاق فكر و گعده‌هاي كوهپيمايي‌شان تصميم گرفتند كه برای نخستین‌بار، وسایل کوهنوردی را به قیمت ارزان و قسطی از طرف فدراسیون در اختیار کوهنوردان بگذارند. (آن روزها مخصوصا كه کوله‌پشتی‌هاي 30 توماني، زياد كشته و مرده داشت) گیلانپور -متولد سال 1303 در تهران- تمام عمر خود را در يك عشق توصيف‌ناپذير به كوه و كوهنوردي گذراند و بعدها توسط كارشناسان اين رشته به عنوان نخستین آموزگار و نویسنده مجرب این دو ورزش در ایران معرفي شد. دقيقا 63 سال پيش در چنين اسفندي بود كه محمدكاظم گيلانپور كاپيتان تيم‌هاي كوهنوردي و اسكي ايران پس از پشت سر گذاشتن دوره‌هاي مربيگري در فرانسه به ايران بازگشت. 18اسفند 1332 بود كه چند ماهي از كودتا عليه دولت مصدق مي‌گذشت و كاظم‌آقا بلافاصله پس از بازگشت از فرانسه، در جايگاه دبير فدراسيون كوهنوردي نشست و يك سال بعد، نخستين دوره تربيت مربي كوهنوردي در ايران را در سال برگزار كرد (1333) او با همين كارش، هزاران مربي و قهرمان در رشته‌هاي كوهنوردي، اسكي، سنگ‌نوردي، برف و يخ و غارنوردي را كه در اين 62 سال پرورش يافته‌اند مديون خود كرد. چه آن روزها كه به عنوان يك عاشق كوه‌هاي پربرف، در «آندورا» -منطقه‌اي واقع در حدفاصل فرانسه و اسپانيا- به آموزش اسكي و كوهپيمايي حرفه‌اي مي‌پرداخت و چه بعدها كه از ايران رفت در گوشه‌اي از برفگاه‌هاي غيرقابل دسترس آلپ به آموزش اسكي روي آورد و از دنيا بريد. اسكي ورزشي بود كه پيش از گسترش رشته‌هاي نويني چون فوتبال و واليبال در ايران، فعال بود و بسياري از مردم ولايات پربرف كشور در زمستان‌ها با استفاده از وسايل لاستيكي دست‌ساز به اسكي مي‌پرداختند. شايد پيشينه ابتدايي آغاز ورزش اسکی در ایران با نام ده کوچک و ارمنی‌نشین «تلو» در شمال شرق تهران (جاده لشگرک) پیوند خورده باشد كه مردي پاكباخته چون دکتر عبادالله بصیر که از مبلغان و پایه‌گذاران ورزش‌های مدرن و نوين در ایران بود، پس از آنکه تحصیلات خود را در فرانسه به پایان رساند، در سال 1316 خورشیدی به کشور بازگشت و راه و روش ساختن چوب ‌اسکی را به دو کارگر اهل مجارستان كه در نجاری صدری واقع در خیابان لاله‌زار كار مي‌كردند آموخت و اسكي در تهران چنان معروفيت يافت كه پیست تلو (یا لشگرک) جمعه‌ها بسیاری از اسکی‌بازان تهران را به آنجا كشاند. فدراسيون اسكي و كوهنوردي ايران در سال 1325 رسميت يافت و عضو فدراسيون جهاني شد. نخستین تله‌اسکی ایران به پیشنهاد گاستون کاتیار فرانسوی - نخستین مربی خارجی که برای آموزش اسکی به ایران آمد- و توسط انجمن تربیت ‌بدنی ایران از کارخانه پوما خریداری شد و توسط کاتیار در تپه‌های تلو نصب و افتتاح شد. (29 دی 1329) کاتیار در سال‌های اول و دوم (1326 و 1327) اقامت خود در ايران به تربیت مربی و آموزش اسکی‌بازان لشکر 1 و 2 مرکز پرداخت و نخستین تیم ملی اسکی ایران با اجرای چند مسابقه، در سال1327 تشکیل یافت که در نخستین اعزام اسکی‌بازان ایران به اردوهای خارج از کشور نيز کاظم گیلانپور حضور داشت.

منبع

فرهنگ کوهنوردی و غارنوردی ایران، داوود محمدی فر، انتشارات سبزان، 1385

روزشمار تاریخ کوهنوردی و غارنوردی ایران، داوود محمدی فر، انتشارات سبزان، 1384

کاظم گیلانپور؛ آخرین آرزویش پاشیدن خاکسترش بر بلندای دماوند بود، حبیب روشن زاده، رادیو فردا، 1395

فیسبوک آقای صدر الدین الهی، 1395