جلال رابوکی از اسطورهای کوهنوردی ایران و بنیان گذار صعودهای سرعتی در ایران است. رابوکی در آخرین صعود خود در 56 سالگی، در قله دماوند جان باخت.

زندگی شخصی

جلال رابوکی که بعدها نامش را به جلال فروزان تغییر داد در سال 1325 به دنیا آمد. او کوهنوردی را از دهه ۴۰ شروع کرد و در دهه ۵۰ عضو تیم ملی کوهنوردی بود و توانست تا ارتفاع بالای ۷۵۰۰ متر قله ماناسلو نیز صعود کند. جلال رابوکی سبک سرعتی صعود قلل مختلف ایران را پایه‌گذاری کرد. او را می­توان یکی از اسطوره‌های کوهنوردی ایران دانست که کمتر شناخته شده­است. او یکی از بنیان‌گزاران خانه کوهنوردان تهران در سال 1358 و قبل از آن چند گروه کوهنوردی دیگر بود و همچنین در شکل‌گیری انجمن کوهنوردان ایران نقش به سزایی داشت.

رابوکی در جلسه ­هاي هفتگي خانه شركت مي­كرد و كمك­رسان اعضاي آن بود. از نخستين شماره­ي مجله كوه که در زمستان 1374 منتشر شد با آن همكاري داشت و مقاله­هاي زیادی به آن­ها مي­داد تا بتواند طرح­هاي نو و خلاقانه خود را معرفي كند. به عنوان نخستين بازرس انجمن کوهنوردان ایران انتخاب شد، و تقريبا در تمام نشست­هاي هيات مديره و گردهمايي­هاي انجمن شركت موثر و فعال داشت.

جلال همچنین یک عکاس، گزارش‌نویس و کوهنوردی دست به قلم بود و از او عکس‌ها، فیلم‌ها و مقالات بسیاری به جامانده که متأسفانه در اختیار کوهنوردان قرار نگرفته و در گوشه‌ای در حال نابودی است.

رکوردها

جلال رابوکی بنیانگذار صعود سرعتی در ارتفاعات ایران بود. او سالانه حدود ۵۰ بار دماوند را از مسیرهای مختلف و در هر چهار فصل صعود می‌کرد. رکورد صعود به دماوند از ۴ جبهه (جنوبی، غربی، شمالی و شمال‌شرقی به طور پیوسته و در مدت تنها ۲۶ ساعت، از ماندگارترین رکوردها در تاریخ ورزش ایران است.

جلال همچنین یکی از مبتکرین صعودهای خط‌الرأس‌های قلل ایران بود. برای اولین بار او و چند تن از کوهنوردان دیگر موفق شدند خط‌الرأس طویل دماوند به علم‌کوه را در ده روز بپیمایند. در زمینه صعودهای زمستانی نیز او رکوردهای شاخصی دارد. در دهه ۵۰ برای اولین بار مسیر شمالی دماوند را صعود کرده و در دهه ۶۰ برای اولین بار تلاشی جدی جهت صعود گرده آلمان‌ها در علم‌کوه را داشته است.

رابوکی از تکرار خسته نمیشد. در سال 1380 36 بار به قله دماوند صعود کرد که تمامی آن­ها در مدت زمان یک روز و از تهران انجام گرفت.
صعود دیواره و دهلیزهای دیگر در دره یخار (دماوند) در آن سال‌ها یکی دیگر از تلاش‌های ارزنده اوست. او بسیار علاقه‌مند به صعود قلل از مسیرهای جدید بود و همچنین مسیرهای بسیار مبتکرانه‌ای درخصوص برنامه‌های جنگل و کویرنوردی را ارائه و اجرا کرده است.

رکورد دیگر او را می­توان پیمایش مسیرهای کویری دانست. برای نخستین بار مسیر روستای طرود به عروسان در کویر مرکزی به طول ۱۸۰ کیلومتر را بدون استفاده از شتر در سال ۱۳۶۱ پیمود.

صعودها

درگذشت

جلال رابوکی در فروردین 1381 به همراه ناصر جنانی و یدا… اصغرزاده از جبهه جنوبی به طرف قله دماوند حرکت می­کنند. صعودی که برای جلال آخرین دیدار با دماوند بود. آنها در هوایی طوفانی صعود را آغاز می‌کنند. بعد از چند ساعت به بارگاه سوم (پناهگاه قدیمی) در ارتفاع ۴۲۰۰ متری می‌رسند و پس از استراحتی کوتاه، یدا… اصغرزاده از صعود بیشتر انصراف داده، جلال رابوکی به اتفاق ناصر جنانی با وجود هوای نامساعد به طرف قله صعود می‌کنند.
آنها با تلاش بسیار حوالی ظهر به زیر قله جنوبی (پستان) به ارتفاع ۵۲۰۰ می‌رسند. در این هنگام جلال از ناصر جدا شده با سرعت بیشتری برای صعود قله حرکت می‌کند و ناصر جنانی بعد از مدتی به دلیل مه و کولاک شدید از تپه گوگردی به طرف بارگاه سوم باز می‌گردد و با استفاده از تجربه و توان بالای خود، حوالی ساعت ۴:۰۰ عصر به سختی مکان پناهگاه را پیدا کرده و جان خود را از آن مهلکه به سلامت بدر می‌برد.
ناصر و یدا… تا صبح در پناهگاه منتظر جلال می‌مانند ولی از او خبری نمی‌شود. به دلیل سردی هوا و نداشتن کیسه خواب و آذوقه، حوالی ظهر به طرف گوسفندسرا باز می‌گردند.
تمام مسیر را برفکوبی می‌کنند و پس از رسیدن موضوع را به  اطلاع دوستان کوهنورد رسانده و شب دوم را در گوسفندسرا می‌مانند. همچنان از جلال خبری نمی‌شود.
از روز بعد تا ۶ ماه آینده گروه‌های بسیاری با هماهنگی خانه کوهنوردان تهران، از جبهه‌های مختلف دماوند صعود کرده و به دنبال نشانه­ایی از پیکر جلال می‌گردند.
سرانجام در اوایل مهر ماه سال ۱۳۸۱ جسد جلال رابوکی توسط تیمی از کلوپ دماوند به سرپرستی زنده‌یاد فرشاد خلیلی که قصد صعود دره یخار در شرق دماوند را داشتند، پیدا شد.
سه روز طول کشید تا تیمی ۳۰ نفره متشکل از کوهنوردان تهرانی و دوستان جلال با مشکلات بسیار پیکر او را از ارتفاع ۴۳۰۰ متری دره مخوف یخار به پایین آورده، در روستای گزانه تحویل مقامات انتظامی و خانوده او دهند. ولی همین جا باید اذعان کنم که بعد از سال‌ها هنوز این سئوال بی‌جواب مانده است که او چگونه توانسته خود را در آن شرایط جوی، از جبهه جنوبی به طرف شرق و داخل دره یخار که تماماً ریزشی و دیواره‌ای و یخچالی است، برساند!!!

جلال رابوکی در هنگام مرگ ۵۶ ساله و دارای ۲ پسر و یک دختر بود.